| Amy on EvClub about Together Again and Haiti | |
|
سلام بچه ها. من این متن رو دیشب در EvClub پست کردم، و فکر کردم که بهتره اینجا هم باشه. درد قسمت بزرگی از زندگیه. اون چیزیه که ما رو به کره ی زمین میاره، و مارو شدیدا" به هم متصل میکنه. من هیچ وقت نسبت به مردم احساس نزدیکی بیش اززمانی که در اندوهی عظیم و اضطراب دارن به سر میبرن، نمیکنم. و من فکرمیکنم این اون چیزیه که مارو به هم متصل میکنه، مردم سر تا سر دنیا رو بهمردمی که همین الان تو هائیتی هستن. ما مخلوقات یکسانی هستیم با قلب هایییکسان. و قوی تر از اونچیزی که گاهی وقتا به نظر میاد، ما کاملا نسبت بهشکنندگی این دنیا بی دفاعیم. چیزای بدی اتفاق میفته. بعضی وقتا تقصیرهیچکسی نیست. اما دردی که ما حس میکنیم باید ما رو بهتر کنه... حساس ترنسبت به دیگران و آگاه تر نسبت فشار هایی که خودمون در زندگی اونها ایجادمیکنیم. اهمیتی نداره ما چی میدیم. مردم در سر تا سر دنیا درست مثل ما آزرده میشن.اما شاید هدف همینه، و برای ما فقط این مهمه که سعی کنیم تا به اون دردپیوند بخوریم به جای اینکه ازش دور بشیم و کنارش بزنیم. این چیزیه که ازما یه انسان میسازه. متشکر از همه ی شما برای اهدای سخاوتمندانه در راهیکه میدونم خیلی از شماها انجامش دادین. گاهی طول میکشه تا چیزی مثل این درمعرض دید عموم قرار بگیره. آلبوم بعدی فوقالعاده ست. در موردش خیلی هیجان زده م. اما واقعا، در یهمقیاس بزرگ، کسی چه اهمیت **** مذخرفی میده؟! مردم زیادی در دورو برمون ازلحاظ عاطفی به معنای واقعی کلمه دارن میمیرند.این احساس دقیقا" اون چیزیهکه باعث میشه من شروع به نوشتن موزیک و شعر در خونه ی اول زندگیم ، زمانیکه کودک بودم کنم.و الان دوباره ، این همون هدف، همون علت ، همون محلاتصال برای منه...ما به هم نیاز داریم. صاف و ساده. خب،(نفس بر آمده از روی انتشار احساس) در مورد آهنگ ، همون طور که خیلی ازشماها میدونید، "Together Again" یه آهنگه که در بازه ی زمانی The OpenDoor نوشته شده. من همیشه عاشقش بودم و میخواستم تا خونه ی کاملی براشپیدا کنم. اون تو فیلم نارنیا تو خونه ش نبود. اون متعلق به The Open Doorنبود.و همه ی پروژه های بی نام ساخته شده مابین بعد از ساخته شدنش تاالان. به درد اون ها هم نمیخورد. آهنگ ضبط شده ای که شما میشنوین ، بینسال های 2005 تا 2006 ساخته شد. هنگام استراحت موقع ضبط دیگر کارها. حدودیک هفته پیش، (چند روزی بعد از شنیدن وقایع اخیر در هاییتی) جاش بیدار شد(طبق معمول قبل از من) و به من گفت که اون فکر میکنه شاید این جاییه کهآهنگ بهش تعلق داره. من در ابتدا در مورد توانایی خودم برای قرار دادنموارد مختلف در کنار هم و واقعی کردنش دچار تردید بودم. اما فکر میکنم کهتمام اطرافیان من آرزو داشتن تا اون ها هم کمکی بکنند. مباشر من ، اندی،بلافاصله دست به کار شد و شروع به برقراری تماس کرد. و کمپانی لیبل هم بااهدای سهمش موافقت کرد. کمپانی ناشر هم همین کارو کرد حتی Ted Jensen (کسیکه خیلی خوب به تسلط بر هنرمندان مشهوره) هزینه ها رو عملا" به صفر کاهشداد. بنابراین کار تموم کردن آهنگ خیلی سریع و آسون پیش رفت.من خیلیمفتخرم که بگم تمام پولی که از طریق دانلود آهنگ اهدا شد، به جز حق معاملهcredit card ، به هاییتی میرسه.این راه خفنیه ی که بهش فکر کنی. شاید دلیلاینکه اون به هیچ جای دیگه تعلق نداشت ، اینه که اون مال اینجا بوده.همیشه، برای این هدف. من امیدوارم و باور دارم که ما میتونیم با هم یهتغییر واقعی رو ایجاد کنیم. ازتون بازم ممنونم دوستان. برای مراقبتتون.برای اینکه به من گوش میدید. و فقط برای اینکه طرفدارید. ممنون... به کسانی که براشون اهمیتی نداره که چه قدر درد رو احساس میکنن. چون بازم انقدر قوی هستن تا درد بیشتری حس کنن. با عشق، ایمی | |
| 12 بهمن, 1388 ساعت 10:02, با همكاري: Nima | |

